...ــــــــــــــــــ♥روز هاي زندگـــــي
یادمان باشد...اگر خاطرمان تنها شد طلب عـــــشــــ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـــــــق ز هر بی سرپایی نکنیم
قـ♥ـلب پـــــــــارسـا میبینی ک؟ قفله ... حالا سوال اینه: کلید داری؟ اما من هیچ ارزویی نکردم... وقتی تو نیستی دیگه چیزی معنا نداره یادته؟ حتی بهم اجازه ندادی تورو ارزو کنم... گفته بودم ک بی تو دنیا رو هم نمیخوام. بوسه یعنی مستی ازمشروب عشق بوسه یعنی آتش وگرمـــای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت ازشب لذت از دـــیوانگی بوسه سرفصل کتاب عاشقی بوســــه رمز وارد دلــها شدن
بوسه آتش میزند برجسم وجان بوسه یعنی عـشق من با من بمان بوسه را تکرار می باید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و سرود بوسه یعنی وصل جانها از دو لب بوسه یعنی پرزدن یعنی صعود عاشقم شو اما محکم عاشقم شو کم کم بیا نزدیک ترم میخوام باشی دور برم کم کم......... کم کم عاشقم شو اما محکم عاشقم شو کم کم اروم یواش یواش یواش یواش بیا با من باش نترس این عشق میمونه خدااااا باماست دیونه نترس این عشق پا برجاست نترس عشقم خدااااا باماست نترس این راهش همواره هوامونو یکی داره نترس این عشق میمونه خدااااا باماست دیونه نترس این عشق پا برجاست نترس عشقم خداااااا باماست... خدا با ماست...
دنیای نامردی شده... یاااااد بگیر مثل سنگ باشی.... نم پس ندی درداتو تو خودت بریز و با کسی هم درد دل نکن ک پشیمون میشی پارسا یاد بگیر مثل آتیش باشی.... همه چیزو بسوزون و خاکستر کن تا شعله ی خودتو بزرگ تر کنی پارسا یاد بگیر مثل دریا باشی.... هر چیزی رو تو خودت غرق کن و بی رحم باش نگران خودت باش نه کس دیگه ایی پارسا یاد بگیر مثل خر باشی.... سخت کار کنی وتلاش کنی و صداتم درنیاد توقعت هم کم باشه یاد بگیر و یاد بگیر .... تمومی نداره ولی اما پارسا فقط ی چیزو یاد بگیر یاد بگیر مثل خودت نباشی.... این دنیا جای ادمای ساده و خوب نیست. تاریخ و ساعت مهم ترین چیز این پست پارسا
تنها که می شوند، برمی گردند … وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری”
هی ( ر ا ه ) آمدم با تو …
در همین حوالی کسانی هستند که
تا دیروز میگفتند بدون تو نفس هم نمی توانند بکشند…
اما حالا در آغوش دیگری نفس نفس می زنند…
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی!!!
مغرور احساسم شدی، گذشتی از رو گریه هام؟
لعنت به لحظه هایی که، تو همه چی بودی برام پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ___________________♥████♥ ___________________♥██♥ _________________♥█♥ نقطه سر خط
"هربار" من تو را برای شعر برنمی گزینم، شعر مرا برای تو برگزیده است. در هشیاری به سراغت نمی آیم؛ هر بار از سوزش انگشتانم درمی یابم که باز نام تو را می نوشته ام... من پر از وسوسه عاشقی کردن بود توپر از دل دل رسوایی دل کندن بود من پر از حس قشنگ بودن کنار تو تو پر از هوای سرد بی خبر رفتن بود پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ از خانه که می آیی با خود... یک دستمال سفید پاکت سیگار دل تنگی هایت و گزیده ایی از شعر فروغ بیاور.... احتمال گریستن ما بسیاراست. دلم تنگ شده برات برای حرف زدن باهات برای دیدنت برای بوسیدنت برای نوازشات برای عشق ورزیدن هات دیونه بازی هامون برای توام دلت تنگ شده ولی برای کی برای غریبه ای که حتما بهتر از منه و لیاقتتو داره من لیاقتتو نداشتم غریبه یه وقت ناراحتش نکنیااا مواظبش باش بذار همیشه خوشحال باشه. پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، ღدفتر عشقღ دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟ پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... ، ღدفتر عشقღ وقتی کسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمیتوانیم به او ثابت کنیم که حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است که در ما نسبت به کسی به دلایل مختلفی ایجاد میشود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها میکنیم و خیلی از
رفتارها را انجام نمیدهیم. پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، ღدفتر عشقღ داستان فوق العاده زیبای عشق واقعی... یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پسری برخاست و... ادامش در ادامه مطلب پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... ، ღدفتر عشقღ
همیشه انتظار کشیدن برای رسیدن بهتر از هر گز نرسیدنه همیشه عاشقی، رسیدن به معشوق خود نیست گاهی باید از معشوق گذشت تا عاشق بود همیشه چشمای باز قشنگ نیست چون همه چیزای دنیا دیدنی نیست آنقدر خوشحال بود که خودش را در آغوشم انداخت و گفت: بگو دوستت دارم او را محکم در آغوش گرفتم ولی نگفتم دوستت دارم... روزی دیگر به سراغم آمد و شاخه گلی به من داد و گفت: فقط امروز بگو دوستت دارم دستهایش را در دست گرفتم ولی نگفتم دوستت دارم... چند روزی گذشت و او در بستر بیماری افتاد. با چند شاخه گل زرد به سراغش رفتم و گفت: فقط امروز بگو دوستت دارم بوسه ای بر لبانش زدم ولی نگفتم دوستت دارم... چند روزی گذشت و به سراغش رفتم... دیدم پارچه ی سفیدی روی صورتش کشیدند... پارچه را کنار زدم و تازه فهمیدم چقدر دوستش دارم... فریاد زدم: دوستت دارم... چون اگر وجودت نبود زندگی هم نبود...!!! پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، خواندنی... ، ღدفتر عشقღ از یه عشق واقعی براتون گذاشتم. ادامه مطلب مراجعه کنید پشیمون نمیشید پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... ، ღدفتر عشقღ ... تاریخ نشان داده که پسرها برای نشان دادن علاقه خود به دخترها از جان نیز می گذرند ولی تجربه ثابت کرده که دخترها نه تنها قدرت و شعور لازم را جهت درک این علاقه و دوست داشتن ندارند بلکه هم چون تعویض لباس به تغییر گزینه های انتخابی خود می پردازند. در واقع در دنیای عشق و دوستی تنها این دختران هستند که تاجر واقعی می باشند. در حقیقت فطرت کالا بینی و نگاه بازاری این مخلوق خداوندی از او موجودی دم دمی مزاج به بار آورده است. ختم کلام اینکه برای قضاوت در میزان علاقمندی یک دختر به یک پسر گذشت زمان بهترین قاضی و راهنماست که متاسفانه پسرها به این امر نه تنها توجه نمی کنند بلکه به جنس زن به عنوان موجودی مقدس و پاک می نگرند ... یادمان باشد که در دنیای عشق و دوست داشتن همیشه بازنده اصلی پسرها هستند چه به خواسته خود برسند و چه نرسند!! پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... ، ღدفتر عشقღ چشمای مغرورش هیچ وقت از یادم نمیره . پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... ، ღدفتر عشقღ من که تیر شکار دارم! شکار رابلدم! اما چه کسی شایسته است؟ میترسم میترسم از شکار دوباره از تنهایی از كه شكايت كنم؟ به چه كس پناه برم واز چه سخن برانم؟ مگر اجازه سخنوري دارم ويا با سرنوشت خود ميتوانم مخالفت كنم؟ به آنجايي كه من پناه برده ام مسكن تبعيد شدگانه راه سعادت است آنجا پناهگاه رانده شدگان زندگي پر اسرار عالم است آنجا آموزشگاه نيستي وسكوت است آنجا جايگاه عاشقان گيتي پرگناه است آنجا زندان تاريك وبيصداي شوريدگان رنج كشيده دنيا است آنجا خانه ي مرگ جوانان ناكام است آنجاست كه روح از آن بيزار وجسم از آن گريزان است ولي! بازهم مرتبا ميشنوم كه اين قلب كوچك اين لخته گوشت خونين با هرطپش خود :همواره فريادميزند پس كو عشق من؟ ؟ نميدانم از كه شكايت كنم كاري ازپيش نميبرم من نيز چون قلب رنجيده و جريحه دارم پيوسته فرياد ميزنم پس كو عشق من؟ پس كو عشق من؟ كجاااااااااااااااااااااااست صياااااااااااااااااااد دلم؟ پست های مرتبطم ایناست: سوال های بی جواب▓ ، دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، ღدفتر عشقღ کوتاه اما بسیار زیبا :پسر به دختر گفت اگه يه روزي به اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم دختر لبخندي زد و گفت : ممنونم تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد.. حال دختر خوب نبود.. نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت : ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني.. ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي… شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد… چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟ دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده. شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست.
اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم.. پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم.. اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه. (دوست دارم نفسم) پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، خواندنی... رفتی...
بدون خداحافظی... اما دلم نشکست!.. رفتی... و حسرت آن نیم نگاه آخر بر دلم ماند... اما دلم نشکست... رفتی... و سراغم را هم نگرفتی! ... اما دلم نشکست! ... میدانی از چه دلم شکست؟... از اینکه وقتی میرفتی باران میبارید!... با خودم گفته بودم که بعد از رفتنت... بدون آنکه ببینی... بدون آنکه کسی ببیند... خاک راهت را یادگاری خود کنم... اما اشک آسمان رد پایت راشست و رفت!... با خود گفته بودم که بعد از رفتنت... خاطره ی بودنت را در آغوش میگیرم... باران آن را هم شست و رفت... حالا من مانده ام و ... کاسه آبی که آورده بودم پشت پایت بریزم ... پست های مرتبطم ایناست: دل تنگه ♥ ، دل نوشتهღ ، خواندنی... یه دختر یه پسر میرن که قایم باشک بازی کنن دختره به پسره میگه : تو چشم بزار من میرم قایم میشم اگه تو نستی منو پیدا کنی بقلم کن و بوسم کن پست های مرتبطم ایناست: خواندنی... گالری عکس های پارسا بقیه عکس ها ادامه مطلب که رمز داره ولی میتونی رمزشو از خودم بگیری... پست های مرتبطم ایناست: گالری عکس LOVE




. خرابم...خرابم یک جرئه از عشق تو....
شیرینی شهدی مثل عسل....داغی عشقی مثال
اتش ....و مست دیوانه شدن
در دنیایی از عشق و محبت....و بستن چشمانم در
اغوش گرم و مهربان تو.
. دیدمش...خیلی ناز شده بود...اره اون عشقم بود ....
از پشت بهش نزدیک شدم...
خواستم دستامو رو چشماش بزارم...اما
... اما دیدم طاقت اسمایی ک میگه رو
ندارم...
3جا تو دنیا هست ک ادم احساس ارامش میکنه و واقعآ هم ب ارامش میرسه...
1.
اغوش مادر در کودکی 2.اغوش همسر در جوانی
3. بعد از مرگ در اغوش خدا
. سلامتی اونی ک ی نخ سیگار دود میکنه ب خودش آسیب میزنه
و پیک تلخی رو
میخوره و کام خودشو تلخ میکنه...
تا ب کسی ضرر نزنه و کام بقیه رو تلخ
نکنه...
. ب افتخار سیگاری ک ب ما نشون میده نتیجه یک عمر سوختن و ساختن
...زیر پا له شدنه.
. سلامتی اون سیگار ک میدونم قبل از من با کسی لب نگرفته...



هی (ه ا ر ) شدی با من …


_____♥█████████████♥___♥██████████████♥
___♥█████████████████♥████♥________♥█████♥
__♥████████████████████████♥___________♥███♥
_♥███████████████████████████♥__________♥███♥
♥████████████████████████████████♥_____♥███♥
♥████████████████████E█████████████♥___♥███♥
♥██████████████████████V████████████♥_♥███♥
_♥████████████████████████O█████████████♥
__♥██████████████████████████L█████████♥
____♥████████████████████████████████♥
______♥████████████████████████████♥
________♥██WWW.PARSA96.BLOGFA.COM██♥
____________♥██████████████████♥
______________♥█████████████♥
_________________♥████████♥


![]()
![]()

پسر گفت : نه ، نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت
را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های
الماس اشک چشمانش را نوازش
میکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد
و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از
آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد !!!



:بیا اینجا بقیش اینجاست ادامه مطلب



:بیا اینجا بقیش اینجاست ادامه مطلب


رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود ......




![]()





:بیا اینجا بقیش اینجاست ادامه مطلب
| ♥ |










